قم باستان
نقل از تاريخ باستاني قم كه چون بهرام گور به جانب بلاد ارمنيه مي رفت، اتفاقاً رهگذر او برديهي افتاد كه آن را طخرود (اين ديه امروز به نام طَغَرود موسوم است) مي ناميدند. مي گويند بدين ديه، آتشكده اي بنا نهاد و آتش در آن بر افروخت و بازاري در آن پديد كرد و قم و رستان هاي آن را بنا نهاد و آن را ممجان نام نهاده و به مزدجان بارو كشيد.
و نيز آمده است وقتي كه قباد به جنگ هياطله مي رفت، بدين شهر رسيد و آنرا ويران ديد، سبب ويراني پرسيد. گفتند به دست اسكندر ويران شده و هيچ پادشاه راغب نيست خرابه هاي اسكندر را جبران كند. لذا به دستور قباد، شهر را آباد كردند و قم تا مدتي «ويران آباد كردِ قباد» نام داشت.
در فصل هفتم باب اوّل تاريخ قم در ضمن روايت از برقي درباره طلسمْ بند كردن اطراف قم براي جلوگيري از آفات توسط بليناس سخن گفته كه ذكرش باعث طول كلام مي گردد. همداني در كتاب خود گفته كه بليناس به دستور قباد، قم را طلسم بند كرد.
همداني گويد در مزدجان قم، آتشكده ديرينه اي بوده از آتش آذر گُشَسب و در زمان خلافت عبدالملك مروان مزدجان فتح و درهاي طلاي آتشكده مزبور را بر درِ كعبه آويختند.
و اما آتش مهرين به دستور بهرام گور توسط سورين قمي به جوزان نقل شد و در آن جا آتشكده اي ساختند. آتش گشتاسب در نيموَر بوده.
در فصل ششم از باب اوّل تاريخ قم، حكايت بسياري است كه ذكرش از منظور ما خارج است.
چشمه اي كه در نزديك قم قرار داشته و اعراب براي اوّلين بار بر گِرد آن خيمه زدند، در نظر مردم قم و اهالي بسيار مبارك بود و يكي از اشراف ناحيت ابرشتجان موسوم به «خربنداد» را كه مردي بسيار عاقل و زيرك بود، به توليت آن چشمه گماشته بودند.
طبق بعضى از شواهد و مدارك تاريخى، شهر قم پيش از ظهور اسلام وجود داشته و از شهرهاى آباد ايران بوده است و بناى آن را به تهمورث يكى از پادشاهان پيشدادى نسبت داده اند، در مقابل، بسيارى از مورخان آن را يك شهرتازه ساز و از آثار قرن اول هجرى مى دانند.
قديمى ترين منبعى كه قم را از شهرهاى مستحدثه اسلامى معرفى كرده سفرنامه منسوب به ابى دلف است.
اين منطقه را در «دوران باستان» براوستان مى گفتند و حوزه روستايى آن كميدان و مركز روستا را به نام (كم) مى خواندند. در قرن اول اسلامى نيز اين شهر به نام (كم) معروف بوده و از توابع اصفهان به شمار مى آمد. ا
ياقوت حَمَوي از جغرافي دانان بزرگ قرن ششم و هفتم هجري، در معجم البلدان چنين گفته: «قم از شهرهاي اسلامي است».(معجم البلدان، ياقوت حموي، ج 7، ص 159.) عده اي از نويسندگان نيز در اين عقيده از وي تبعيت كرده اند، ولي به دليل هاي ذيل، قم پيش از اسلام، وجود داشته است.
1 - در موقع حمله مسلمانان به ايران، قم شهري بوده و در سال 23 هجري ابوموسي اشعري آن را فتح كرده است. ( فتوح البلدان، بلاذري، ص 319.)
2 - در كتاب خسروگواتان و ريذگ(يعني خسرو پسر قباد و رِيزك غلام او)
از آثار دوره ساسانيان كه چندي پيش به فارسي فعلي ترجمه شده، زعفران قم وصف شده است.
3 - يعقوبي نويسنده مشهور قرن سوم هجري، قم را جزء شهرهاي دوره ساساني دانسته.( تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 144.)
4 - در تاريخ قم(تاريخ قم از آثار قرن چهارم هجري، ص 82 - 89) از يك نفر قمي در زمان بهرام به نام سورين نام برده شده است.
5 - در شاه نامه فردوسي در چند مورد، نام قم ذكر گرديده است.( در كتاب شاه نامه فردوسي در سه مورد از قم نام برده شده است. يكي در قضايايي كه در سال 23 هجري اتّفاق افتاد كه حمله عرب در ايران شروع شده بود و قم به دست ابوموسي اشعري فتح شد. ديگر در تاريخ خلافت مأمن عبّاسي كه از شورش كردن مردم قم به رياست يحيي بن عمران و خودداري نمودن آنها از پرداخت خراج حكايت كرده است تا آن گاه كه مأمون علي بن هشام را براي سركوبي شورشيان مأمور كرد، و وي با سپاه فراواني به قم آمده، گرد شهر را محاصره نموده، حصار استوار آن را ويران و منهدم گردانيد و هفت ميليون درهم به نام خراج معوّق ايشان بازستانيد؛ و آخري در تاريخ خلافت المعتز بالله در وقايع سال 252 تا 255 كه باز هم مردم قم گردن از فرمان وي بيرون كشيده، خراج خود را نپرداختند و خليفه هم به موسي بن بنا، والي عراق فرمان داد تا چون براي دفع داعي كبير به طبرستان كوچ مي دهد، در سر راه خود، مردم قم را هم گوشمالي داده، خراج آنها باز ستاند و موسي مفلح تركي را به مقدمه سپاه خود امير گردانيد. او را حركت داد و خود پس از او مي آمد كه تا چون به قم وارد شد، مردم شهر را قتل عام نموده، گروهي از وجوه اعيان و اشراف آنها را به اسارت همراه برد، چنانكه داستان موسي با داعي كبير در حالات حمزه قمي، مستور تاريخ است.)
بنابراين، گفته ياقوت را ممكن است چنين توجيه كرد كه مقصود از شهر تازه اين است كه مسلمانان به جاي شهر و قلعه هاي قديم، شهر جديدي احداث كردند.
قم يکي ازشهرهاي باستاني ايران مي باشد،باستان شناسان کنارههاي غربي ايران را مانند قم از قديمي ترين مناطق مي دانند که اجتماعات اوليه انساني در آن استقرار يافته و تمدن هاي اوليه را پي ريزي کردند و آنها معتقدند که قدمت قم به تمدن هفت هزار ساله مي رسد . آثار به جا مانده از دين زرتشت مانند آتشکده ها، دخمه ها، در اطراف قم نشان دهنده پيشينه شهر قم قبل از اسلام است .
قم يکي از شهرهاي باستاني ايران ميباشد، باستان شناساني مانند «گيريشمن» کناره هاي غربي ايران (قم - سيلک کاشان - ساوه) را قديميترين مناطقي ميدانند که جماعات اوليه انساني در آن استقرار يافته و تمدن هاي اوليه را پي ريزي کردند، نتايج کاوشهاي باستان شناسي اخير در منطقه «قمرود» نيز مؤيد اين امر است که بر اساس آن قدمت قم به چندين هزار سال پيش مي رسد. (تمدن 7 هزار ساله = برخي از مورخين بناي قم را به زمان پيشداديان يعني تهمورث نسبت داده اند، فردوسي در شاهنامه خود شهر قم را در کنار شهرهاي عصر پيشداديان و کيانيان آورده است
بفرمود عهد قم و اصفهان نهاد بزرگان و جاي مهان
نوشتن ز مشک و ز عنبر دبير يکي نامه از پادشا بر حرير
اطلاعات چنداني در مورد قم در زمان هخامنشيان و اشکانيان وجود ندارد، ولي در دوره ساسانيان قم يکي از مهمترين دژها و قلعه ها بود و خسرو پرويز وقتي کشور را به چهار قسمت تقسيم کرد قم را جزء شهرهاي قسمت دوم قرار داد
آثار به جا مانده از دين زرتشت مانند آتشکده ها، دخمه ها در اطراف قم نشان دهنده پيشينه شهر قم قبل از اسلام ميباشد
استاد علي اصغر فقيهي در کتاب مذهبي قم دلايل متعددي مربوط به قدمت قم ميآورد که ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد مورخين اسلامي به فتح شهر قم در سال 23 هـ ابوموسي اشعري اشاره دارند که نشان دهنده اهمّيت اين شهر است زعفران قم در عصر ساساني از شهرت ويژه اي برخوردار بود و قم موطن گيگودرز بوده است
در جنگ قادسيه بيش از 20 هزار سوار از قم و کاشان شرکت داشتند و در دوره ساساني قم جزء بلاد پهلوانان به حساب ميآمد
قم داراي روستاهاي زيادي بود که تعداد آن را 342 تا 910 روستا نوشتند و فقط در يکي از روستاها چهار هزار مرد (جنگي) وجود داشت
قم را اسکندر ويران کرد و قباد پادشاه ساساني مجدداً آن را آباد کرد و به اين مناسبت نام «ويران آباد کردکواد» پيدا کرد در منظومه ويس ورامين که از داستانهاي پيش از اسلام است چند مورد نام قم آمده است:
در نزديکي قريه کاج، اردشير قلعه بسيار مستحکمي ساخت بنام ديرکردشير(دير گچين، دير الجص،قصر الجص، دير کاج ) که هنوز باقي و به نام دير کاج معروف است.باستناد وجود پل ساساني(پل شکسته) نزديک روستاي فعلي کاج و ابتداي شروع کوير از نقطه کاج(مکاني که کوه ها به پايان رسيده و کوير شروع مي شود ) مي توان نتيجه گرفت که اين روستا داراي قدمت زيادي است هنوز هم در ميان افراد محلي اين کاروانسرا با وجود گذشت دوره هاي مختلف و توسعه به عنوان دير کاج شناخته شده است به راستي چه علتي داشته که کاروانسرايي که در حدود 50کيلومتر از اين روستا فاصله دارد به اين نام خوانده شود و چه ارتباطي بين کاج و دير بوده است؟؟؟؟؟؟. روستاي کاج هم اکنون داراي سکنه است که از ايلات شاهسون ترک زبان در آن سکونت دارند . ايشان در حدود 400سال پيش در اين نقطه ساکن شده اند . ودليل ديگر بر وجود قدمت کاج اين است که اين روستاييان روستاي جديد را بر خرابه هاي روستاي گذشته بنيان نهادند. خاکبرداري از مرکز روستا و پيدا شدن سفالها و ايجاد حفره در قسمتي از روستا(که جاي اولي ميدان روستا شده و مکان دوم نيز ظاهرا پرشده) اين سخن را تاييد ميکند.
آتشکده آذر گشسب تا سال 282 هـ در قريه «فردجان» از توابع فراهان که از روستاهاي قم بود، پابرجا بود که امير قم به دستور خليفه عباسي آن را ويران کرد و آتش آن را خاموش ساخت
چنين به نظر مىرسد كه در دورانهاى قبل از اسلام يعنى دوران حكومت سلسله ساسانيان و بيش از آنان در اين سرزمينى كه امروز شهر قم در آن واقع است اجتماع نسبتاً بزرگى كه شايسته اطلاق نام «شهر» بر آن باشد وجود نداشته و اگر چيزى وجودداشته، روستاها و قرائى بوده كه به مناسبت وضع خاص جغرافيائى و به علّت كمبود آب و زمين شيرين قابل كشت، دور از هم واقع و ساخته شده بوده است، زيرا آن علل و اسبابى كه سازنده و به وجود آورنده شهرها است در اين ناحيه و اين سرزمين، وجود نداشته، نه زمينهاى قابل كشت وسيع و فراوان و نه آب و چشمه سار ورود خانه دائمى داشته است، كه بتواند يك وضع كشاورزى و دهقانى ثابت و قابل ملاحظهاى به وجود بياورد، و نه راههاى تاريخى آن زمان از اين ناحيه مىگذشته است، و نه مسائل نظامى و سوق الجيشى مىتوانسته در اين گوشه كوير براى خود «دژى» و يا «معبرى» بوجود آورد تا در ساختن و پرداختن شهرى كه فاقد شرائط اساسى است مؤثّر افتد. درست است كه اين سرزمين به علّت وضع و محاذات خاص جغرافيايى استعداد اين را داشته است، كه قوافل و كاروانهاى تجارتى و يا مسافران شرق و غرب كشور، آن را «راه» عبور و مرور خود همچنان كه امروز هست قراردهند تا در نتيجه يك «شرط» از شرائط اساسى ايجاد و بقاى شهرها موجود شود ولى مىدانيم كه اين «شانس» را شهر ساوه به دست آورد و از قديم الأيّام راه خراسان و عراق از اين شهر مىگذشته، و اين راه قسمتى از راه معروف به «ابريشم» بوده و
به همين دليل شهر ساوه به وجود آمده و موقعيت يافته است. و باز به علّت از بين رفتن همين علّت اساسى در روزگار اخير شهر ساوه متروك و كوچك و خراب شده است، و به جاى آن شهر قم در سر راه جنوب و غرب قرار گرفته و جانشين موقعيت قديم شهر ساوه گشته است.
در تاريخ قم در شرح ورود حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) مىخوانيم كه در سفرش به خراسان وقتى كه به شهر ساوه رسيد و بيمار شد از شهر قم سئوال كرد و از خادم خود خواست كه او را به اين شهر برساند(تاريخ قم ص212)
تنها همين روايت كافيست نشان دهد كه در آن زمان شهر قم از راه كاروان رو دور و بر كنار بوده است، و از اين تاريخ به بعد است كه به تدريج، شهر قم در سر راه عبور قرار گرفته و كم كم و پس از گذشتن چندين قرن جايگزين شهر ساوه شده و همان موقعيت را يافته است. دليل ديگرى كه نظر ما را تائيد مىكند، شرح ورود و سكونت اعراب و اشعريين(2ـ مهمترين خاندان عرب مقيم قم. بيشترين اطلاعات درباره اين خانواده بزرگ، در تاريخ قم محمّد بن حسن قمى آمده است) است كه در ضمن آن فقط از وجود شش و يا هفت قلعه به نامهاى مختلف جدا از هم نام برده مىشود و هيچ كدام از آن قلعهها در خور نام شهر نبوده و بهيچوجه وضع و كيفيت اجتماع، «شهرى» را نداشه است و حداكثر مىتوانيم بگوئيم كه اين هفت و يا شش قلعه مجموعاً شهر كوچكى بودند كه بعلّت دورى و بر كنارى آن از جادههاى كاروان رو و به علّت بىاهميّت بودن آن جزء قرا و قصبات ساوه يا اصفهان(در زمان هارون الرشيد به درخواست حاكم اصفهان «كوشيد» از اصفهان جدا شده و به رسم يك شهر اداره شده است و يا به روايت ديگر به درخواست، حمزة بن اليسع اين كار انجام شده است. تاريخ قم ص38.) شمرده مىشده است.
در مورد مکان شهر باستاني قم، عده اي از محققان بر اين عقيده اند که مزرعه امروزي «شهرستان» که در قرن چهارم هجري «ديه» و در دوره باستاني «دژ» بوده است، قسمت اصلي شهر ميباشد که توسط مسلمانان فتح شده و احتمالاً ويران گرديده است ="مؤلف تاريخ قم شهر جديد دوره اسلامي را در محل دهي به نام «ممجان» در جوار نقطه باستاني «شهرستان» ميداند که در قرن سوم هجري تبديل به شهر بزرگي گرديد
قم به استناد كتب مختلف تاريخي، يكي از قديمي ترين و كهن ترين شهرهاي صدر اسلام است كه همواره مورد توجه بوده و ايرانيان در زمان هاي مختلف براي عمران و آبادي آن کوشيده اند. قم به خاطر زير بناي تاريخي و قديمي خود يكي از شهرهاي مهم كويري ايران به حساب مي آيد. مؤلف کتاب «اللباب» تاريخ بناي شهر قم را به سال 83 هـ . ق نسبت مي دهد. در اين تاريخ عبدالله بن سعدان، اخوص و اسحاق (از ياران عبدالرحمن ابن محمد بن اشعث) با چيرگي بر رؤساي هفت روستايي که در اين منطقه، در نزديکي يک ديگر قرار داشتند، شهر جديدي را بنا کردند که در آن، روستاهاي قبلي هريک محله اي از شهر جديد به شمار مي آمدند. نام شهر را نيز با استفاده از «کم» که نام حصار اطراف يکي ازمحله ها به نام کميدان بود گذاشتند که کلمه در زبان دوره ساساني بوده و بعد از تعريب به قم موسوم شد.