درياچه نمك
حوزه هاي عمده اصلي و فرعي آبريز درياچه نمک قم و حوض سلطان و حوض مره
در چهارمين و واپسين بخش از معرفي زيرحوضههاي ششگانهي آبخيز درياچهي نمك،
زير حوضه كاشان و ميقان
نوبت به دو زير حوضهي كاشان و ميقان رسيد. زيرحوضهي کاشان با متجاوز از 1568400 هکتار وسعت (يعنی تقريباً برابر با مساحت استان کهکيلويه و بويراحمد ) به عنوان زيرحوضهي شمارهي 3 از حوضهي هفتم مطالعاتی و با کد 3-1-7 در طرح تقسيمبندی جامع آب ايران (جاماب) نامگذاری شده است و امروزه به دليل قرار گرفتن نيروگاه اتمي نطنز در حاشيهي جنوبي آن از اهميتي درخور توجه برخوردار شده است ...
دوّمين زيرحوضهي محدودهي مورد مطالعه از نظر وسعت، آبخيز قرهچای است که افزون بر 1783325 هکتار وسعت داشته (معادل 2/19 درصد از کل آبخيز درياچهي نمک) و در داخل ارتفاعات واقع بين البرز مرکزی و زاگرس قرار گرفته است. اين زيرحوضه در تقسيمبندی طرح جامع آب کشور به عنوان زيرحوضهي شمارهي 4 از حوضهي هفتم مطالعاتی و با کد 4-1-7 مشخص شده است. بلندترين نقطهي اين زيرحوضه کوه الوند با 3580 متر ارتفاع از سطح دريا بوده و کمينهي ارتفاعی آن هم 864 متر است. قرهچای از دو شاخهي اصلی جنوبی (رود شراء از ارتفاعات دشت شازند اراک) و غربی (از اتصال شش رود کوچک از دامنهي شمالی الوند ) سرچشمه گرفته و پس از به هم پيوستن شاخههای مزبور در شمال شرق استان همدان (در انتهای دشت کبودرآهنگ و رزن)، به فاصلهي 120 کيلومتر از مغرب به مشرق جريان يافته و در حدود 30 کيلومتری جنوب غربی ساوه وارد دشت ...
اشاره به برخی از ویژگیهای دو زیرحوضهی ديگر آبخيز درياچهي نمك – كه يكي عنوان بزرگترين زيرحوضه را يدك ميكشد و ديگري، پذيراي سد بحثبرانگيز 15 خرداد است – مهمترين دانستگي اين پست است كه به علاقهمندان تقديم ميشود.
همان طور كه در پستهاي پيشين اشاره كردم، آبخيز پهناور درياچهي نمك قم داراي 6 زير حوضه است كه عبارتند از: زير حوضهي كرج و جاجرود، زير حوضهي كاشان، زير حوضهي اراك (ميقان)، زير حوضهي رود شور، زير حوضهي قرهچاي و زير حوضهي قمرود.
بزرگترين زيرحوضه، زيرحوضهي رود شور با وسعتي معادل 2274994 هكتار و كوچكترين زير حوضه، زير حوضهي كرج و جاجرود با وسعتي برابر با 902837 هكتار است.
در اين مجال ميكوشم تا تصويري موجز از اين زيرحوضههاي ششگانه – به تفكيك ارايه دهم:
برخي ديگر از مهمترين اختصاصات آبخيز درياچه نمك قم
از دیگر اختصاصات مهم حوضهي آبخيز درياچهي نمک قم - یا به قول دکتر کردوانی و همسايگان آن طرف : دریاچه نمک آران و بیدگل - غلبهي اندک بومسازگانهای (اكوسيستم) دشتی بر کوهستانی است، به نحوی که افزون بر 3/46 درصد حوضه (42979 کيلومتر مربع) را مناطق کوهستانی تشکيل میدهند؛ اين در حالی است که يکی از دلايل سيلخيزی اغلب حوضههای آبخيز کشور (مثل حوضهي آبخيز مُند)، غلبهي سهم کوهستان بر دشت است.
حوض سلطان: در قسمتهاي قبلي همين وبلاگ به طور کامل شرح داده شد
مسيله کوير آفتاب و دنياي نا شناخته: در قسمتهاي قبلي همين وبلاگ به طور کامل شرح داده شد
پارك ملي كوير:
در فاصله اي نه چندان دور از جنوب شرقي پايتخت مجموعه و نمايشگاهي طبيعي از وحوش كمياب بياباني و كويري وجود دارد.
كل و بز، قوچ و ميش وحشي، گربه شني، جبير، يوزپلنگ ايراني و جوامع گياهي متنوع. اين منطقه مجموع شبه جزيره اي است كه بين درياچه نمك، كوير ريگ، كوير مركزي و كوير گرمسار محصور و نمونه بارزي از بيابان ها و استپ هاي كم آب است. اين منطقه در سطح كره زمين يكي از چند نقاطي است كه به عنوان ذخيره گاه كره بايد مورد حفاظت قرار گيرد. اين منطقه در سال ۱۳۴۳ توسط كانون شكار ايران با مساحت ۶۰۹ هزار و ۴۳۸ هكتار حفاظت شده، اعلام شد و در سال ۱۳۵۵ به پارك ملي تبديل شد و در سال ۵۷ شوراي عالي محيط زيست با آزاد اعلام كردن قسمت هاي جنوبي، آبريزهاي كوه سرخ و آبريزهاي جنوبي كوه سفيد آب را جزو پارك ملي اعلام كرد و مساحت پارك به ۶۷۰ هزار هكتار رسيد. در سال ۶۱ با توجه به شرايط اقتصادي، اجتماعي و امكانات و توانايي هاي حفاظتي به دو قسمت پارك ملي به وسعت ۴۲۰ هزار هكتار شامل منطقه سياه كوه، نخجير، سفيد آب و كليه ارتفاعات و تپه ماهورها و دشت هاي مجاور آن و منطقه حفاظت شده كوير به مساحت ۲۵۰ هزار هكتار شامل دشت هاي مكوش، سياه پرده، پرده زرد و ارتفاعات دوازده امام و نره خركوه تقسيم شد كه تحت مديريت اداره كل حفاظت محيط زيست استان سمنان اكنون قرار دارد.
پارك ملي و منطقه حفاظت شده كوير مركزي در غرب كوير مركزي ايران و شرق درياچه نمك و قم رود در استان قم، پيشوا و دهستان ارادان و قشلاق بزرگ گرمسار و شمال دهستان ابوزيد آباد كاشان قرار دارد كه در محدوده استان هاي تهران - قم، سمنان و اصفهان واقع شده است و داراي اقليم خشك و بياباني است و بيشتر بارندگي آن از آبان تا ارديبهشت ماه مي بارد. متوسط ميزان ساليانه باران در منطقه ۱۵۰ ميلي متر است. معمولاً گرماي شديد از اوايل خرداد تا پايان مهر در منطقه ادامه دارد.
• راه هاي ورودي منطقه
مناسب ترين راه ورودي منطقه از طريق راه آسفالته ورامين، پيشوا تا يك كيلومتري ايستگاه راه آهن ابردژ ادامه دارد و از مسير جاده شني قلعه بلند، عسگرآباد، حصارگلي به پاسگاه محيط باني مباركيه مي رسد.
از سمت جنوبي منطقه راه ديگري از طريق كاشان، آران، مرنجاب به پاسگاه محيط باني سفيد آب و نرسيده به بندعلي خان را از طريق جاده ورامين، جواد آباد، چرمشهر به محيط باني فصلي بندعلي خان مي رسد.
راه هاي ديگري براي ورود به منطقه وجود دارد كه عبور از آنها بدون راهنما كاري بسيار خطرناك است. جهت جلوگيري از هرگونه پيشامد سوء و ناگوار احتمالي بايد قبل از انجام برنامه سفر به كسب اطلاع و مجوز اداره كل حفاظت محيط زيست استان سمنان و هماهنگي با واحدهاي تابعه مستقر در منطقه اقدام شود. پارك ملي كوير قريب يك سال است كه از اداره حفاظت محيط زيست استان تهران به استان سمنان واگذار شده است. راهي كه ما طي كرديم جاده كاروانسراي قصر بهرام بود اين جاده تا دو راهي قصر بهرام در مسير مباركيه چند كليومتر بعد از گلدار گل سرخ از جاده سفيدآب جدا شده، سپس از دست چپ پس از طي ۱۸ كيلومتر وارد كاروانسراي قصر بهرام شديم، اين راه خاكي نسبتاً خوب بود. كاروانسراي شاه عباسي در منطقه به قصر بهرام معروف است در پارك ملي و منطقه حفاظت شده كوير جز يك يا دو رودخانه دايمي منطقه كه آن هم در فصول گرم داراي آب كمي هستند، تقريباً هيچ آب جاري كه بتوان آن را رودخانه ناميد وجود ندارد.
• منابع عمده آبي
درياچه نمك كه تنها درياچه اي است كه در جوار پارك قرار دارد يكي از بزرگترين شوره زارهاي ايران است. اين درياچه حالت مثلثي دارد كه رأس آن در شمال قرار گرفته و وسعت آبگير درياچه حدود ۲۵۰۰ كيلومتر مربع و مرز غربي پارك ملي كوير را تشكيل مي دهد. آب اين درياچه بسيار شور است و در هنگام غروب از قله سياه كوه منظره بسيار زيبايي دارد. درياچه نمك حوزه آبگير بسياري از رودخانه هاي مركزي ايران است و اطراف آن باتلاق هاي زيادي وجود دارد هر چند هيچ نوع آبزي در آب اين درياچه وجود ندارد ولي زمستان ها تعداد قابل توجهي از پرندگان مهاجر آبزي به اين درياچه و رودهاي اطراف آن روي مي آورند. سال ها پيش، تابستان ها نيز تعدادي فلامينگو در نواحي جنوبي آن ديده مي شد.
• آبگيرهاي ديگر
آبگير مكوش، بيره زرد، اسب قدير اكثراً خشك و محل جمع شدن سيلاب هستند. رودخانه هاي منطقه عبارتند از: رودخانه بندعلي خان، اين رودخانه مهمترين رودي است كه در منطقه حفاظت شده كوير جاري بوده و سرچشمه اين رود از كوه خرسنگ است كه رودخانه جاجرود را به وجود مي آورد و در مسير خود از مناطق حفاظت شده ورچين و جاجرود و پارك ملي خجير عبور كرده در پارچين كه وارد دشت ورامين مي شود چندين شاخه مي شود و مورد استفاده آبياري قرار مي گيرد و پساب رودخانه جاجرود و مسيل فاضلاب تهران را در جلگه ورامين دريافت كرده و در بندعلي خان وارد منطقه حفاظت شده مي شود. چند سالي است كه مانداب هاي رودخانه بندعلي خان به علت ريزش فاضلاب كارخانه هاي مختلف به گنداب تديل شده و ديگر زمستان زيستگاه بعضي پرندگان مهاجر مخصوص خوتكا و سرسبز نيست. رودخانه قره چاي: كه از كوه هاي راسوند در جنوب اراك سرچشمه گرفته بعد از گذر از اراك و ساوه با قم رود يكي شده به درياچه نمك مي ريزد. شعبه سفلاي اين رود در نزديكي مرزهاي حفاظت نشده كوير زيستگاه زمستاني انواع پرندگان مهاجر آبزي به خصوص غار، اردك هاي كله سبز و خوتكا و اردك هاي خشك زي مانند آنقوط و باد كوبه اي در تمام فصول بوده و حائز اهميت است.
• چشمه هاي حائز اهميت پارك ملي
عين الرشيد، آب محله، شكر آب، نخجير، چشمه شاهي، سياه كوه از معروف ترين چشمه هاي پارك ملي كوير است، در حال حاضر تأمين كننده آب قصر بهرام است اين چشمه در دامنه شمالي سياه كوه قرار دارد و مشرف به قصر بهرام است كه به وسيله يك كانال آبي روباز به طرف قصر شاهي و عمارت حرمسرا هدايت شده كه از عجايب معماري به شمار مي رود. چشمه شاهي آب شيرين مايل به شور دارد كه به وسيله لوله به قصر بهرام براي استفاده عموم هدايت شده است در اطراف چشمه ني و درخت بادامك به وفور ديده مي شود چشمه هاي ديگر كه آبشخور قوچ و ميش و جبير است عبارتند از: چشمه بيد، چشمه عين الرشيد،حوض آقا محمد، چشمه آب محله، چشمه بز، چشمه سرخ، چشمه پيغمبر، چشمه آب گله، چشمه قاجاريه، چشمه شكراب، چشمه طلحه، چشمه ملك آباد، چشمه زنبوري، چشمه آب باريك، چشمه لكاب، چشمه ميراب دراز. پارك ملي كوير علاوه بر داشتن جوامع گياهي كويري، نيمه كويري و جوامع گياهي خاك هاي شور در بخش هاي كوهستاني داراي جوامع گياهي با سيمايي استپي است حفاظت از منطقه و جلوگيري از بوته كني، چراي دام، قطع درختچه ها به طور چشمگيري باعث ترميم پوشش زنده خاك شده و گياهان فرصت يافته اند تا استقرار و رشد و توسعه يابند.
بسياري از شن ها و ريگ هاي روان و متحرك كه از ويژگي هاي بارز مناطق كاملاً كويري است در اين منطقه كمتر به چشم مي خورد با استقرار رستني ها تثبيت يافته اند مگر در مناطق حفاظت شده كه در بخش هايي از آن هنوز از اين پديده ها وجود دارد. در ابتداي راه كه از مناطق حفاظت شده عبور مي كرديم، در بعضي مناطق با حفر چاه به كشاورزي پرداخته بودند و بقيه مزرعه ها تحت اجاره يكي از آقازاده ها براي امور پرورش شتر اختصاص يافته بود. گياهان پارك ملي كوير از گونه هاي خشكي پسند (گزروفيت ها) و گياهان شور پسند (هالوفيت) هستند كه به عنوان شاخص زنده تطابق با شرايط اكولوژيكي نامساعد زيستي قسمتي از سال را در معرض كمبود آب قرار داشته و براي ادامه حيات و سازگاري با كمبود آب و شوري خاك ساختمان خاصي پيدا مي كند كه معرف خشكي و محدوديت هاي زيستي اين گياهان براي مقابله با كم آبي، حرارت زياد، برگ هاي كوچك منتهي به خار پيدا مي كنند كه معرف خشكي و محدوديت هاي زيستي اين گياهان براي مقابله با كم آبي، حرارت زياد برگ هاي كوچك منتهي به خار پيدا مي كنند. در بيشتر نقاط هموار و كوهپايه اي جامعه درمنه ديده مي شود. پارك ملي كوير علاوه بر دشت هاي هموار و تپه ماهورها داراي رشته كوه هايي در بخش جنوبي، شرقي و مركزي نيز است. اين كوه ها شامل سياه كوه، نخجير و سفيدآب مي شوند. در كوهپايه هاي سياه كوه و كوه هاي خشك نزديك چشمه سفيدآب درختچه هاي بادامك، شير خشت و خنجك به صورت تك درختان پراكنده و روي دامنه ها جوامع گياهي استپي ديده مي شود.
در دره ها و كوهپايه هاي سنگي گونه كاروان كش اغلب به چشم مي خورد در اطراف چشمه هاي لب شور گونه هاي گز، گرگ تيغ، توده هاي انبوه ني از جوامع گياهي اين منطقه به شمار مي آيد. در اطراف قصر بهرام كه از خاك هاي سنگريزه اي تشكيل شده درمنه همراه با شور، گون، آتريپلكس، سودا، هليوتروپيوم پراكنده اند روي دامنه هاي صخره اي كوه ها بوته چوبك، پوشيده شده است.
در كل اين منطقه جمعاً ۲۰ محيط بان مسئول حفاظت و كنترل ملي كوير و منطقه حفاظت شده هستند كه در واقع به هر نفر ۳۳ هزار و ۵۰۰ هكتار به طور تقريبي جهت مراقبت و سركشي مي رسد. مدتي كه ما مستقر بوديم تمام خودروهاي محيط بانان به خاطر اشكال فني قادر به حركت نبودند و از اتومبيل دوستان ميراث فرهنگي حاضر در قصر بهرام كمك گرفتيم. علم محيط زيست علمي است كه امروزه براي آشنايي با آن كلاس ها و دوره هاي مختلفي قرار داده اند كه روز به روز پيچيده تر مي شود. اما متأسفانه محيط زيست با آن كاربري، اكنون در ايران زير استاندارد است از جمله در مورد يوزپلنگ ايراني كه در حال انقراض است و يكي از زيستگاه هاي او پارك ملي كوير است. از طرف دفتر عمران سازمان ملل متحد (UNDP) طرح حفاظت از يوزپلنگ برقرار شده، حدود پنج محيط بان به اين مسئله مي پردازند كه متأسفانه اكثراً دوره لازم را كه حاوي اطلاعات كافي در مورد زندگي و رفتار اين حيوان باشد نگذرانده اند. محل زندگي محيط بانان از بهداشت كافي برخوردار نبوده و حتي يك ظرفشويي مناسب جهت شست وشوي ظروف خود نداشتند.
از همه مهمتر لباس و وسايل مناسب خوب در اختيار نداشتند و ظاهراً مسئولي كه خود از محيط زيست اطلاعي نداشته باشد و مرتباً با مسئله حيات وحش و معناي زيستگاه كره در تماس نباشد هيچ وقت تن به سركشي از داخل كوير نمي دهد. مدت ها بود كه بي سيم خراب بود و فقط از خارج مي توانستند از طريق پاسگاه سياه كوه با آنها تماس بگيرند.
محيط باني پاسگاه مباركيه نيز از حداقل امكانات برخوردار بود و حتي يك چراغ قوه هم نداشت، ورود و خروج كنترل اساسي نمي شد. در اين كوير، عقرب، مار جعفري، مار شاخدار به وفور پيدا مي شد و حتي يك سي سي سرم ضدمار و يا يك مركز درماني و يا حتي يك تكنسين نبود اگر خداي ناكرده محيط باني دچار حادثه مي شد معلوم نبود كي و كي به او رسيدگي مي شود. محيط بانان هر روز بايد مسافت هاي طولاني را جهت سركشي و آمارگيري طي مي كردند و اين مستلزم اين بود كه كفش مناسب كوهنوردي و كوله مناسب داشته باشند كه متأسفانه به يكي دو نفر از محيط بانان لباس تحويل داده نشده بود.
هر سال تعداد كثيري از طريق دانشكده هاي مختلف فارغ التحصيل منابع طبيعي داريم كه وارد اجتماع مي شوند. آيا از بين اين خيل نيروي علاقه مند و تحصيلكرده و بيكار نمي توان نيروي كار آمد اين مناطق تأمين شود. شواهد چنين برمي آمد كه وضعيت پارك رها شده و بسيار افت پيدا كرده بود. مسئول قبلي پارك كه سال ها در دوره كوير تجربه داشت تعويض شده و پارك به دست كساني افتاده كه حتي هر هفته داخل آن پا هم نمي گذارند
بيشتربه فکر زنده ماندن پارک ملي باشيم هشدار!!!!!!!
گوشه و کنار پارک ملی کویری از دست اندازی کارهای صنعتی و . . . هیچ گاه در امان نبوده است. از بحث معادن آن جا که بگذریم و مسائل این دو ماه را در آن جا فراموش کنیم یک اتفاق دیگری قرار است در این پارک ملی رخ دهد. این بار طرحی قرار است از میان پارک ملی کویر گذر کند! مرحله دوم مطالعات اجرایی راه آهن بادرود- گرمسار هم اکنون در حال اجرا است! این کار مسلما برای انتقال مواد معدنی منطقه خواهد بود. حساب کنید قطار از کنار کوه یخاب در جنوب سفیدآب بگذرد و وارد پارک ملی کویر شود و به غرب کوه نخجیر برسد و پس از . . . سپس از منطقه شرقی سلسله جبال سیاه کوه گذر کند و وارد منطقه حفاظت شده کویر شده و در نهایت به ایستگاه راه آهن گرمسار بپیوند.
پارك ملي كوير در يك قدمي پايتخت ، يكي از 50 ذخيره گاه بيوسفري جهان است كه در فهرست يونسكو به ثبت رسيده است . منطقه اي كه بيش از 40 سال از اعلام مصوبه آن براي حفاظت مي گذرد و تا همين گذشته هاي نه چندان دور به دليل وجود گله هاي گورخر، يوزآسيايي ، آهو، قوچ و ميش ، كل و بز و جبير و.... به آفريقاي كوچك ايران شهرت داشت اما امروز به بيابان غمگين ايران لقب گرفته است . محمد درويش يكي از معدود محققان بيابان شناس كشور است كه ششمين بخش از سفرنامه خود پيرامون بيابان هاي ايران را به گوشه كوچكي از آنچه كه بر سر پارك ملي كوير آمده و مي آيد اختصاص داده است . او كه براي انجام تحقيقات و تهيه فيلم به همراه گروهي ديگر از بيابان هاي ايران از مدتي قبل راهي سفر شده بود تنها موفق شد مجوز يك روز حضور در پارك ملي كوير را از سازمان محيط زيست دريافت كند.با اين توضيح كه در همين يك روز هم اجازه بازديد از برخي مناطق پارك ملي كوير را نيافت !
بخشي از سرزمين بكر ايران كه تنها 3\0 درصد از خاك ايران عزيز را به خود اختصاص داده است ، متجاوز از 19 درصد كل پستانداران (31 گونه )، 27 درصد كل پرندگان (131 گونه ) و 3\11 درصد از كل گونه هاي خزنده (20 گونه ) شناخته شده در كشور را يكجا در خود ماوا داده و افزون بر آن يك گونه منحصربه فرد از دوزيستان را نيز پذيراست ، گونه اي كه تنها و تنها در ايران و در پارك ملي كوير مي تواند به زندگي خود ادامه دهد. همه اين مزيت ها در حالي است كه پارك ملي كوير صاحب چشم اندازهاي يگانه اي از تقريبا تمامي مظاهر آشناي بيابان ها و كويرهاي جهان است ؛ سرزميني كه اغلب رخساره هاي مشهور كوير (ازكوير پاشتري و متورم گرفته تا جلگه رسي و سبخا و چربه و چند ضلعي هاي مشهور نمكي - تكير - و البته قنديل ها و آبشارهايي كم نظير از نمك تا تظاهرات كم نظير و مواج ماسه هاي بادي از بارخان گرفته تا سيف و ...) را مشتاقانه و بي منت به مهمانان مشتاق خويش عرضه مي كند. در فاصله اي نه چندان دور از جنوب شرقي پايتخت ، نمايشگاهي كم نظير از زيستمنداني كمياب وجود دارد. كل و بز، قوچ و ميش وحشي ، گربه شني ، جبير، يوزپلنگ ايراني و جوامع گياهي متنوش ع و نادر؛ بخشي از اين زيستمندان را تشكيل مي دهد. در حقيقت اين منطقه را مي توان شبه جزيره اي دانست كه بين ملاقات با مادر کاروانسراهاي ايران مسير همچنان به سمت شرق امتداد مي يابد و به تدريج مشاهده مي شود كه كيفيت و كميت پوشش گياهي در حال فزوني است . مي توان حدس زد كه به محدوده امن پارك ملي نزديك شده ايم ، هر چند تابلويي را مشاهده نمي كنيم . سرانجام در دامنه هاي شمالي سياه كوه - مرتفع ترين كوه منطقه با 1865 متر از سطح دريا - ديواره هاي عمارتي كهن ، ام ا استوار و پرشكوه از دور نمايان مي شود؛ ساختماني كه به شيوه سازه هاي مشهور تخت جمشيد از مجموع تخته سنگ هاي بزرگ بنا شده قصر بهرام كه از زمان صفويه تاكنون پابرجا مانده (البته برخي نيز قدمت آن را به زمان ساسانيان نسبت مي دهند) امروز به پاسگاه اصلي محيط باني پارك بدل شده است . كمي دورتر ديوارهاي فروريخته اي ديده مي شود. همچنين تعداد اندك محيط بانان در مقايسه با وسعت پارك هم از آن شوخي هاي غم انگيز بود؛ در اين منطقه جمعا 20 محيط بان مسوول حفاظت و كنترل پارك ملي و منطقه حفاظت شده پيرامون آن هستند كه در واقع به هر نفر 33 هزار و 500 هكتار به طور تقريبي جهت مراقبت و سركشي مي رسد. اين در حالي است كه عملا بيش از 10 محيط بان بيشتر در عرصه حضور ندارند! آن هم پاركي كه داراي بالاترين رده حفاظتي در چارچوب مقررات است . شايان ذكر آنكه بر پايه مستندات موجود در «الگوي به كارگيري مامورين گارد در مناطق حفاظتي تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست »، كمينه نيروي انساني مورد نياز در امر حفاظت ازمناطق چهارگانه ، يك نفر به ازاي هر 4800 هكتار است . بنابراين ، كمترين تعداد مورد قبول محيط بان در پارك ملي كوير و منطقه تحت حفاظت آن ، بايد 150 نفر باشد علاوه بر دانش پژوهان و دانشجويان علوم طبيعي و نيز گردشگران بسياري كه به اين نقطه باستاني گام مي نهند، علاقمندان عكاسي ، ستاره شناسي و نجوم هم ، اين محل را براي شكار بي واسطه ستارگان و رصد اجرام آسماني ، مكاني مطلوب مي دانند. هر چند كه زباله هاي پراكنده در اطراف اين اثر فرهنگي نشان از مديريت نامطلوب محل و در عين حال حضور پرشمار و بي برنامه افرادي دارد كه در ظاهر به ستاره ، طبيعت و فرهنگ علاقه مندند.
مديريت پارك ملي چندي پيش از تهران به محيط زيست سمنان سپرده شده ، ولي واقعيت اين است كه امكانات لازم را از تهران به سمنان نداده اند. پس از واگذاري امور مربوط به اداره پارك از تهران به سمنان ، مشكلات پارك ، نه تنها كمتر نشده كه بيشتر نيز شده است .
ابومعين ناصربن خسرو بن حارث قبادياني بلخي ، معروف به ناصرخسرو (394 - 465 هجري قمري )، نزديك به هزار سال پيش ، در سفرنامه مشهور خويش از جنگل هاي انبوهي خبر مي دهد كه در سرتاسر مسير كاشان ، آران و بيدگل و ورامين زمين را پوشانده اند و امروز در «مورد حمايت قرار گرفته شده ترين سرزمين » در طول آن مسير، يعني در پارك ملي كوير هم به سختي مي تواني حتي آثاري هرچند اندك از آن شكوه و جلال سبزينه بيابي و ببيني . واقعيت تلخي كه چه بخواهيم يا نخواهيم ما را به اين دريافت خجلت بار رهنمون مي سازد: «ايرانيان در طول هزاره ماضي تاريخ كهن خويش ، نشان داده اند كه امانت داران شايسته اي براي پاسداري از مواهب طبيعت گرانسنگي كه در اختيارشان نهاده شده ، نبوده اند.»
بيابان غمگين جهان
استانلي بريدن ، پس از سال ها زندگي با ببرهاي هند در رانتامبهور، مي گويد: «به راستي چه خواهند بود جنگل هاي هند، اگر غرش پرطنين ببر در آنها نپيچد و پيكر شكوهمند او در ميان علف هاي بلند بامبوزار نجنبد*» روزگاري عظيم ترين و باشكوه ترين ببر جهان در جنگل هاي مازندران مي غريد؛ اينك حتي استخواني هم از آن جلوه اساطيري برجاي نمانده است . «جرج بي .شالر» پس از سال ها زندگي در ميان پانداها، پلنگ هاي برفي و شيرهاي آفريقا هم ، نگاهي غمناك و پردريغ به آينده مي افكند و مي گويد:«...اينها همه نمادهاي ابد و ازل ، همه پرتوهاي آفرينش ، همه صنعت هاي خدا بر زمين اند. و آدمي تاكنون با حرص خويش ، دست بر هستي بي جانشين آنان گشاده و كمر به نيستي حيات بسته است . آيا هرگز انديشيده ايد كه دشت هاي گسترده آفريقا بدون شير چه خواهد بود*» و آيا ما هرگز انديشيده ايم كه در روزگاري نه چندان دور يال و كوپال شير ايران ، دشت هاي زيباي مركزي را زينت مي بخشيد* و اگر به جد نيانديشيم و چاره سازي نكنيم ، آيا تا چندي ديگر افسوس انقراض يوز و گورخر و گوزن زرد و جبير و تمساح پوزه كوتاه و سياه خروس و ... حتي پلنگ ايران را نيز نخواهيم خورد*!
وقتي با تورق سفرنامه ناصرخسرو در مي يابيم كه حد فاصل شهرهاي كاشان ، آران و بيدگل و ورامين - كه بخش اعظم آن در دل همين پارك امروز جاي مي گرفته است - پوشيده از جنگل هاي طبيعي بوده و اينك متاسفانه از آن پوشش هاي طبيعي وسيع كه به مدد سفرنامه ناصر خسرو در حافظه تاريخ ضبط شده ، چيز زيادي باقي نمانده است چگونه است كه در پاسداري از ميراث هاي طبيعي مان تا اين درجه دچار سستي و سهل انگاري شديم *آيا نبايد به آن لقب «بيابان غمگين جهان » داد* و چرا كسي اين هشدار را جدي نمي گيرد كه در پارك ملش ي كوير زندگي ، شتابان تر از هر زمان ديگري به سوي نيستي پيش مي رود* به شهادت آمارهاي رسمي ، هر سال بر شمار دانش آموختگان بيكار دانشكده هاي منابع طبيعي و محيط زيست افزوده مي شود، انسان هاي متخصصي كه بي گمان برخي از آنها عاشق معرفتي هستند كه به خاطرش رنج تحصيل را خريده اند. آيا از بين اين خيل نيروي مشتاق جوان ، متخص و بيكار نمي توان نيروي كارآمدي براي مديريت بهينه زيست بوم هاي ارزشمندمان تربيت كرد*!
عبرت هاي پارك ملي كوير
روزگاري عظيم ترين و باشكوه ترين ببر جهان در جنگل هاي مازندران مي غريد؛ اينك حتي استخواني هم از آن جلوه اساطيري برجاي نمانده است . گوزن زرد دشت ارژن و گاندوي رودخانه سرباز هم مي رود تا به خاطره ها بپيوندد. افزون بر آن ، دست كم 15 سال است كه ديگر هيچ كسي در «پارك ملي كوير» گورخر آسيايي نديده است و من از هر محيط بان پاركي كه پرسيدم : آيا تاكنون به چشم خود يوزپلنگي را در محدوده پارك ديده است ، با پاسخي منفي روبرو شدم . پوشش انبوهي كه ناصر خسرو هم در سفرنامه اش اشاره كرده بود، اينك بيشتر به روثيايي غيرقابل باور شبيه است تا حتي گوشه اي از تاريخ طبيعي هزاره اخير ما ...! بر سر آن ذخيره هاي منحصر به فرد حيات طبيعي ايران زمين چه آمده است * چرا فقط شمار قوچ ها، ميش ها، كل ها و بزهاي محدوده نخجير، سرخه حصار، ورجين ، لار و دارآباد در طول سه دهه گذشته با كاهشي 96 درصدي مواجه شده و از 15 هزار و 600 راس به 500 راس كاهش يافته است *!
، كوير ريگ جن ، كوير مركزي و كوير گرمسار محصور بوده و نمونه بارزي از بيابان ها و استپ هاي كم آب را به نمايش نهاده است . عرصه اي كه بيش از 690 هزار هكتار از دشت كوير را دربرگرفته و درست از 42 سال پيش تحت حفاظت قرار دارد. سه سال پس از آن يعني در سال 1346 از سوي سازمان شكارباني و نظارت برصيد، شكار و چراي دام در اين منطقه محدود شد.مدتي بعد اين سازمان ، «حفاظت محيط زيست » لقب گرفت و عرصه هاي حفاظت شده كوير مركزي با ارتقاي نسبي كيفيت كه بر اثر حفاظت حاصل شده بود در سال 1355 «پارك ملش ي كوير» ناميده شد. سازمان جهاني يونسكو نيز دو سال بعد عنوان «اندوخته گاه زيست سپهر» را به اين منطقه اعطا كرد زيرا نمونه اي مشابه آن در كمتر نقطه اي از جهان يافت مي شد.
به علاوه وجود آثار تاريخي و باستاني نظير كاروانسراها و آب انبارها، جاذبه هاي اين عرصه را دوچندان كرده بود. مطالعات مختلف در اين اراضي به شناسايي 205 گونه گياهي انجاميد كه از اين تعداد 35 گونه فقط در ايران يافت مي شوند. از سوي ديگر وزغ كويري در تمام جهان فقط در اطراف چشمه كوچكي در دل دشت كوير به نام چشمه سفيدآب گزارش و مشاهده شده است (خسروي فرد، 1383). با اين وجود و به رغم تمامي ارزش هاي گفته شده ، در اواخر دهه 50 ضعف توان اجرايي در سازمان محيط زيست از يك سو و هجوم عده اي سودجو، مغرض و گاه ناآگاه از سوي ديگر باعث شد اين منطقه بسياري از قابليت هاي خود را از دست دهد. از اين رو تنها حدود 446 هزار هكتار پارك ملش ي باقي ماند و كم كم از شمار گياهان و جانوران كاسته شد تا جايي كه بيش از 15سال است كسي گورخر را در منطقه نديده و سرشماري پستانداران اين واقعيت تلخ را آشكار كرده است كه جمعيت اين جانوران در شرايط بحراني قرار دارد.
در دوش مين روز اقامت در استان سمنان و پس از مشورت با مهندس قدرتي (معاون پژوهشي مركز) و مهندس طاهري ، ساعت 5 صبح به سمت پارك مش لي كوير حركت كرديم و از آنجا كه همكاران سمناني گمان مي بردند كه مسير جاده سنگفرش (گرمسار به قصر بهرام ) مناسب نباشد، از مسير راه آسفالته ورامين ، پيشوا كه تا يك كيلومتري ايستگاه راه آهن ابردژ ادامه دارد و از آنجا مسير جاده شني قلعه بلند، عسگرآباد، حصارگلي به پاسگاه محيط باني مباركيه را انتخاب كرديم و حدود ساعت 30\7 صبح مشغول صحبت با تك محيط بان تنومند پاسگاه ، به نام جعفري بوديم كه از ما مجوز ورود به پارك ملش ي را مي طلبيد؛ محيط بان پاسگاه كه خود زاده كوهستان هاي شمالي تهران بود، آنچنان با شور و شوق از طبيعت كوير و حيوانات آن سخن مي گفت كه گويي در بهترين جاي عالم زندگي مي كند و صاحب جذاب ترين شغل دنيا است . آثار اصابت گلوله را مي شد بر روي بازوي راستش مشاهده كرد كه مي گفت : يادگار مقابله با شكارچي هاي غيرقانوني است .
به هر حال ، هر چند حاضر نشد در برابر دوربين گروه عكس بگيرد، امش ا صميمانه به تمام پرسش هاي ما پاسخ داد. از او پرسيدم تا به حال كمياب ترين جانوري را كه در پارك ديده ، چه بوده و آيا خودش تاكنون يوزپلنگي را به چشم در منطقه ديده است * وي گفت : كمياب ترين جانوري كه ديده ام ، يك گربه شني بوده و تاكنون هيچ يوزي را نديده ام . جعفري پيش از خداحافظي به ما توصيه كرد كه هر چه سريع تر به سمت قصر بهرام حركت كنيم تا با بادهاي بسيار گرم كوير در طول مسير شني 50 كيلومتري تا قصر بهرام مواجه نشويم . به همين دليل خوردن صبحانه باز هم به تاخير افتاد! هر چند كه بخت با ما يار بود و از قضا هوا در آن روز (سه شنبه ، پنجم ارديبهشت ماه 1385) چنان خنك شده بود كه مجبور شديم شيشه اتومبيل را بالا بكشيم تا نلرزيم !
جاده اي خاكي و پرپيچ وخم به سمت جنوب شرق ، پاسگاه مباركيه را به قصر بهرام كه اينك سرمحيط باني پارك محسوب مي شود، مرتبط كرده است . در طول مسير مي توان كوه هاي دوازده امام و تپه ماهورهاي فرسايش يافته ، به هم فشرده و سرخ رنگي به نام «نره خركوه » را كه كنار هم صف كشيده اند، مشاهده كرد. البته توسعه تكنوژنيك اين منطقه را نيز بي نصيب نگذاشته و دكل هاي مخابراتي بر فراز كوه ها، دل آسمان را نشانه رفته اند. كوه هايي كه از فراز آنها مي توان چشم انداز شمالي درياچه نمك را چون مخملي سپيد رنگ مشاهده كرد. در طول مسير جز چند كبك زيبا و چكاوك كاكلي و نيز چند خزنده كوچك و يك شغال جنبنده اي را نمي بينيم . دو سوي جاده دشت همواري است كه از پوشش گياهي نسبتاص قابل قبولي برخوردار است . برجستگي هاي گنبدمانندي گاه منظم و گاه پراكنده حدود نيم متر از سطح زمين قد كشيده اند.
تانك و خمپاره در منطقه حفاظت شده
اينجا منطقه حفاظت شده كوير مركزي است ، تكه اي جدا شده از پارك ملش ي كه نه تنها آثار عبور دام (ميكروتراس ) را مي توانيم در آن مشاهده كنيم ! كه چندين شتر نيز در حال چريدن ديده مي شوند. از آن حيرت انگيزتر، مشاهده تابلويي است با اين عبارت : «اردوگاه نظامي شهيد شعباني !». نخست فكر كرديم كه ماجرا مربوط به دوران جنگ و رزمايش هاي آن زمان است امش ا بقاياي تسليحات نظامي و تانكي فرسوده در گوشه و كنار ديده مي شود. چند كيلومتر دورتر نيز پوكه سلاح هاي مختلف جنگي چون دانه هاي شن بر روي زمين پراكنده شده اند و حتي لاشه چند گلوله توپ هم ديده شد. سنگرها و كيسه هاي شن هم فراوان قابل مشاهده بود و همه اين نشانه ها حكايت از اين داشت كه گويا هنوز هم اين منطقه با صداي اين انفجارها و ازدحام هاي نظامي آشناست .